الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

128

الغدير ( فارسي )

پيوسته مورد خشنودى شما خواهم بود همانطور كه همواره در نزد آنان متّهمم من على رغم مخالفان شما ، ثنا و ستايش خويش را به پاى شما ريخته‌ام . منصور گفت : مىپندارم كه در ستايش ما به زحمت افتاده باشى همانطور كه حسّان بن ثابت در ثناى پيغمبر به رنج افتاد ، و من هيچ يك از افراد بنى هاشم را نمىشناسم ، مگر آنكه ترا بر گردن او حقّى است . سيّد تشكر مىكرد و منصور دربارهء او سخنانى مىگفت كه نشنيدم دربارهء ديگرى اين گونه سخن بگويد . 10 - « مرزبانى » در « اخبار السيّد » به اسناد خود از جعفر بن سليمان آورده است كه گفت : در نزد منصور بوديم كه سيّد درآمد ، منصور به وى گفت : بخوان قصيده اى را كه در آن چنين سروده اى : معاويه و پيش از او عثمان سلطنتى يافتند كه ساقط كردن آن آسان نبود . او نيز پادشاهى را به يزيد واگذار كرد و اين گناه و عذابى بود كه بر مردم روا داشت ، خداوند بنى اميه را خوار كند كه آنان بر بندگان خدا ستم روا مىداشتند . اختر بخت و ستاره اقبالشان خفت و خوابيد و ستارگان فرو مىافتند و بختها به خواب مىروند . بنى اميه از ولايت بنى هاشم بناله در آمدند و گريستند و اسلام نيز از بنى اميه گريان بود . بگذار بنالند كه روزگارى هم ، دولت از آن آنان بود و روزگارى با دولت بر شما پاينده است . اينك شما را در برابر هر ماهى از حكومت آنان ، ماهها و در برابر هر سالى از دولت آنان ، سالها دولت و حكومت باد . اى دودمان احمد ! آن خداوندى كه سرپرستى خلق را به شما داد و عطاهاى او گوناگون است ، وراثت و خلافت را به شما برگرداند و بنى اميه را خوار و زبون ساخت . خداوند عطاى خويش را بر شما تمام خواهد فرمود ، و شما را در پيشگاه او زيادت و فزونى است .